تحزب کمونیستی طبقه کارگر نتیجه بلافصل اتحاد دو واقعیت اجتماعی است: مارکسیسم و جنبش طبقه کارگر. تاریخ مبارزات کمونیستی در ایران پس از انقلاب ۵۷ تاریخ مبارزه برای اتحاد این دو واقعیت با هم است، مبارزه ای که با نام منصور حکمت گره خورده است. مبارزه برای گره دادن دو واقعیات اجتماعی جنبش طبقه کارگر و کمونیسم به یکدیگر. این مبارزه گنجینه ای پربار برای تلاش امروز ما است. کار ما ادامه کمک به این تلاش است و خود را در کنار کارگران کمونیست و همه کمونیستهای همجهت، در تحقق این امر میبینیم.
بنابراین و در این راستا "دفتر پژوهش های تحزب کمونیستی در ایران" را اعلام و بیانیه زیر را بعنوان خطوط کار این دفتر به اطلاع عموم میرسانیم و همه کمونیستهایی که مایل به پیشبرد هر بخش و هر اندازه از این فعالیت ها هستند را به همگامی یاری رساندن به امر تحزب کمونیستی در ایران دعوت میکنیم.
اسد گلچینی و بهرام مدرسی
فروردین ۱۳۹۸- آوریل ۲۰۰۱۹
ستون اول
خطاب به سازمانها، افراد و ارگانهای مدنی، این نباید و نمیتواند آینده ما باشد!
خطر جنگ و حمله نظامی به ایران سایه سنگین خود را بر لحظه لحظه زندگیمان انداخته است. بحران اقتصادی، كشتار مخالفان سیاسی، براه افتادن دسته ها و گروههای مسلح شده از طرف آمریكا و اسرائیل، تمركز وسیع نیروهای نظامی در منطقه تنها بخشی از واقعیتی هستند كه روزانه با آن مواجه هستیم.
مرگ مهسا امینی، سرنگونی جمهوری اسلامی، كدام سازمان و كدام رهبری؟
مرگ مهسا امینی و گسترش اعتراضات سراسری به آن در مدتی كوتاه یكبار دیگر دامنه و وسعت خشم و نفرت عمومی ازجمهوری اسلامی را نشان داد. سرنگونی جمهوری اسلامی از طرف مردم وتقریبا همه نیروهای سیاسی از راست وسلطنت طلب تا ناسیونالیستها و سازمانها و نیروهای چپ بعنوان خواست اصلی این اعتراضات اعلام شدند.
ادامه
سازمان دادن جبهه مخالفت با دخالت آمریكا و اسرائیل در سراسر ایران
زمان شکلدادن به یک جبهه سراسری، متشکل و آگاه علیه دخالت آمریکا و اسرائیل و علیه فضای جنگ و نظامیگری، همین حالاست.
هرگونه مداخله خارجی جامعه ایران را به مسیری ویرانگر میکشاند که قربانی آن مردم و فرو پاشی جامعه خواهد بود.
عمامه پرانی راهش نیست!
ازجمله لباس های چندش آوری که حتی دیدن آنها یادآور رنج، مصیبت و تباهی زندگی میلیون ها انسان است، لباس آخوند و شکل و شمایل و عمامه آنها است. درست مانند علائم دیگری چون حجاب و علائم نازیسم و سبیل هیتلری وكلاه کوکلوس کلان ها و امثالهم. اینها دیگر لباس و پوشش معمولی نیستند. نشانه لکه هایی مصیبت بار بر زندگانی بخش های بزرگی از بشریت در طول تاریخ اند .
به عمامه پرانی اما اگر بعنوان سرگرمی و زنگ تنفس و چاشنی یک مبارزه و جنبشی انقلابی نگریسته شود پیامش را رسانده است. ادامه آن اما مناسب جنبش برای آزادی نیست. چرا؟
ادامه
٣ ماه شورش اجتماعی پس از مرگ مهسا امینی سخنی با كمونیست ها و رهبران كارگری
٣ ماه از شورشهای اجتماعی پس از مرگ مهسا امینی و گسترش اعتراضات سراسری كه در مدتی كوتاه و یكبار دیگر دامنه وسعت خشم و نفرت از جمهوری اسلامی را نشان دادند میگذرد. این اعتراضات فعلاً سركوب شدند. همه اما میدانند كه اعتراضات و شورشهای آینده درراه اند.
بررسی اتفاقات این سه ماه، شعارها و نقش نیروهای سیاسی در آن و عكس العمل حكومت اسلامی و دولتهای غربی به آن، كمك میكند كه خود را برای موج بعدی شورشهای شهری كه دیر یا زود اتفاق خواهند افتاد آماده كنیم. صحبت ما اینجا با كمونیست ها و رهبران كارگری است.
کمیته های کمونیستی جنبشی، سنگ بنای تحزب کمونیستی در ایران
پاسخ کمونیستها و طبقه کارگر متشکل در ایران به اوضاع سیاسی و در رهبری اعتراضات میلیونی علیه جمهوری اسلامی و امر سرنگونی آن، سازمان دادن حزب کمونیست خود درایران است. تجربه جنبش کمونیستی و کارگری در چهل سال گذشته بنا به شرایط ویژه سرکوب خونین طبقه کارگر و کمونیستها از طرف نمایندگان بورژوازی در ایران از یک طرف و ریشه کن نشدن سبک کار پوپولیستی و بورژوایی در فعالیت کمونیستها از طرف دیگر، مسیری متفاوت از حرکت طبقه کارگر در امر تحزب کمونیستی خود را سبب شده است.
آزادی زندانیان سیاسی بدون " شکستن در زندان ها" هم ممکن است!
جنبش کنونی قادر به دست یابی به بسیاری از مطالباتش است بدون اینکه الزاما رژیم سرنگون شده باشد. این تصور که گویا برای متحقق کردن هر خواست و مطالبه ای باید منتظر سرنگونی رژیم بود، بر این مبارزات حاكم است. برای سرنگونی حكومت اسلامی باید توده ها و جنبش های اجتماعی مختلف به خواستهایی ممكن و واحد دست یابند. خواست سرنگونی حكومت اسلامی ضمن اینكه خواست هر انسان آزادیخواهی درایران است اما ملزومات خود را دارد. تصور اینكه با تظاهراتهای خیابانی میشود حكومت اسلامی را پایین كشید غیر واقعی است.
انقلاب آتی در ایران، توهمات و واقعیات
همه از تحولات آتی در ایران سخن میگویند. سرنگونی جمهوری اسلامی ، تعدیل آن، بازسازی ساختارهای آن، بقا یا عدم بقای آن تنها بخشی از آلترناتیوهایی هستند که از طرف نیروهای مختلف از چپ تا راست، از پوزسیون تا اپوزسیون اعلام میشوند.
همه در عین حال اما به انقلاب ۵۷ اشاره میکنند. سلطنت طلبان بالعنتی بر لب اشتباه بودن انقلاب ۵۷ و سرنگونی حکومت شاه را اعلام میکنند
آیا تحزب کمونیستی در ایران ممکن است؟ آیا کمیته کمونیستی راه تحقق آن است؟
ما قبلاً در نوشته " کمیته های کمونیستی جنبشی، سنگ بنای تحزب کمونیستی در ایران" به این امر پرداختیم. در نوشته حاضر تلاش میکنیم به سؤالاتی که در این مورد مطرح شدهاند جواب دهیم و تلاش میکنیم ابعاد دیگری از امکان، ضرورت و فعالیتهای کمیته های کمونیستی را طرح کنیم و کماکان همه فعالین کمونیست جنبش کارگری را دعوت به دخالت در این بحث میکنیم.
خطاب به رهبران كمونیست طبقه كارگر: در مقابل محو تحزب كمونیستی باید ایستاد!
در شرایط متشنج سیاسی امروز در ایران شاهد فراخوان های نیروهای چپ و كمونیست در اجتباب ناپذیری و ضرورت سوسیالیسم در ایران هستیم. مستقل از درك و درستی یا نادرستی سوسیالیسم این نیروها، شاهد محو تحزب كمونیستی بعنوان شرط و یا تضمین این جبر تاریخی هستیم. در میان نیروهای فعال این عرصه در ایران، تبلیغات است که بخش اساسی و مهمی از فعالیت کمونیستها را تشکیل داده است و سازماندهی حزب بعنوان مهمترین سازمان و تشکیلات کمونیستها که در شرایط فعلی باید بخش های مهمی از آن مخفی باشد و توان رهبری و سازماندهی مبارزات کارگران و دیگر اقشار مردم در مقابله با سرکوب و پلیس سیاسی، داشته باشد محو است.
احزاب تبعیدی و مشکل تحزب کمونیستی طبقه کارگر در ایران
در نوشته
"بررسی تجارب تحزب کمونیستی پس از انقلاب۵۷ در ایران" به تجارب تحزب کمونیستی پس از انقلاب ۵۷ در ایران پرداختیم. این بررسی نمیتواند امروز به احزاب در تبعید اشارهای نداشته باشد، چرا که پس از ۴۰ سال، احزاب در تبعید خود به فاکتوری منفی در پروسه تحزب کمونیستی در ایران بدل شده اند. فاکتوری که به نظر ما با درک جایگاه واقعی این احزاب از سوی نسل امروز فعالین کمونیست در جنبش کارگری درایران میتواند کمک مثبتی به تحزب کمونیستی در ایران باشد. تلاش ما اینجا بررسی هر دو جنبه این پدیده است. نقش منفی آنها وامکان ایفای نقشی مثبت.
طبقه کارگر و معضل گرایش های انحرافی در امر تشکل های توده ای
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است. سرمایه داری در ایران حق اولیه طبقه کارگر در داشتن تشکیلات های خود را با بیشترین درجه استثمار، سرکوب و تفرقه، از او سلب کرده است. مبارزه دائمی کارگران بر علیه فقر و فشار تحمیلی به آنها بناچار در دل این شرایط سرکوب پیش میرود، مبارزهای که به سطح اتحاد طبقاتی و دست یابی به سازمانیابی ادامه دار در محیط کار و زندگیش ربط پیدا میکند.
بررسی تجارب تحزب کمونیستی پس از انقلاب۵۷ در ایران
همانطورکه در بیانیه اعلام تشکیل دفترپژوهش های تحزب کمونیستی درایران گفتیم:"جامعه ایران جامعهای سرمایه داری است. آنچه که ادامه حاکمیت سرمایه و دولت نماینده آن در ایران را تضمین میکند، پراکندگی، عدم آگاهی و غیرمتشکل بودن طبقه کارگر در ایران است. تلاشهای جناح های مختلف بورژوازی در تحمیق طبقه ما برای تامین این امر است. مفهوم کار، زندگی، خوشبختی، رفاه، برابری، آزادی، دستمزد و مبارزه تماماً در کانتکس جدلها و ضروریات وجودی بورژوایی معنی میشوند.
نكاتی با رفقای كارگر نفت و گاز و پتروشیمی
مبارزه کارگران پیمانی در بیش از صد شرکت نفت و گاز در چهل روز گذشته بخشی از قدرت به میدان آمده طبقه کارگر را به نمایش گذاشته است. چنین تحرکی با خواست محوری اضافه دستمزد و خیز برداشتن برای مصاف های بزرگ تر همچون لغو شرکت های پیمانی و قرارداد های موقت همراه است؛ آنچه در دورنما و در مقابله با نظم سرمایه داری حاکم و دولتش میتوان تصور کرد، ایجاد اتحاد با بخشهای کلیدی تر در صنعت نفت و گاز و دیگر مراکز کارگری بزرگ در مبارزه برای بهبود وضعیت کار و زندگی کل طبقه کارگر و تغییر توازن قواست به نفع این طبقه است.
کومه له و پایان تراژیک یک انتخاب سیاسی
اخیرا و بعد از معاملات چند سال اخیر میان جمهوری اسلامی و دولت مرکزی عراق و احزاب حاکم در کردستان عراق برای خلع سلاح احزاب و گروه های ایرانی مستقر در آنجا ، سازمان و گروه های کومه له حزب کمونیست ایران به رهبری ابراهیم علیزاده و سازمان های زحمتکشان به وسیله اتحادیه میهنی خلع سلاح شدند و آنها را در کمپی دورتر از مرزهای ایران جای دادند. چرا سرنوشت این سازمانها و احزاب سیاسی مستقر در کردستان عراق به اینجا کشیده شد موضوع این نوشته است.
سندیکا یا مجمع عمومی، پاسخ به چند سوال
مدتی قبل این سوالات را رفقایی برای ما ارسال کرده بودند. مسایل پایه تری را در نوشته قبلی تحت عنوان "مجمع عمومی تشکل قدرتمند و فراگیر کارگران است" طرح کردیم و در اینجا به این سوالات میپردازیم. از دریافت سوالات بیشتر استقبال می کنیم.
روتوش انقلابی کمکی به سندیکالیستها نمی کند
سندیکالیستها و طرفداران سندیکا در ایران جملگی بر تجربه "سندیکا های انقلابی" در کشورهای مختلف به عنوان نسخه قابل قبول تری از سندیکا تاكید میکنند. راه حل امروز آنها برای طبقه کارگر در ایران برای دست یابی به تشکل های توده ای ایجاد سندیکاهایی است که پسوند انقلابی دارند و در کشورهای مختلفی تجربه شده اند. ظاهرا این بار هم کلمه انقلابی در کنار سندیکا قرار است کمک کند تا آشفتگی آنها را مخفی كند.
مجمع عمومی تشکل قدرتمند و فراگیر کارگران است
اخیرا مباحثاتی حول تشکل های طبقه کارگر و بطور مشخص مجمع عمومی کارگران و سندیکا چه در میان فعالین در جمع و محافل کارگری و چه در سطح فعالین و گروه های سیاسی درجریان بوده است. همه این مباحثات در درجه اول نشان از تغییراتی جدی در زمینه ابزارهای مبارزاتی و و تشکلهایی دارند که در چند ساله اخیر جنبش کارگری به آنها متکی شده است. به همین جهت است که گرایشات سیاسی مختلف رفرمیست و سوسیالیست علیرغم هر ادعایی که در مورد خود دارند را درصف های واقعی شان بیشتر نشان میدهد
حزب چپ ایران و رسالت طبقاتی آن
سازمان فدائیان خلق ایران- اکثریت و دیگر گروه های همراه که اکنون حزب چپ ایران (فدائیان خلق) را تشکیل داده اند، در صحنه سیاست ایران جایگاه ویژه ای داشته اند. سنت توده ای و چریک اکثریت سنت شناخته شده ای است. برنامه و خطوط عمده فعالیت سیاسی این جریان بر محور اصلاحات درون هیات حاکمه جمهوری اسلامی است. به معضل اصلی رابطه مردم با جمهوری اسلامی پاسخی ضد انقلابی میدهد و در رابطه با چگونگی تغییر جمهوری اسلامی تماما و بدون تردید در چهارچوب اصلاح رژیم از درون متکی است.
سفسطه گری در بحث سندیكا و مجمع عمومی
رضا مقدم در بحث های اخیر درمورد مجامع عمومی و سندیکا چکیده نظرات راست روانه خود در برخورد به مساله تشکل های توده ای طبقه کارگررا بیان كرده است، نظراتی كه دامنگیر بخشی از فعالان طبقه کارگر هم هست و بهمین جهت ضروری است كه به آن بپردازیم.
کومه له و کارگران کمونیست در کردستان، کدام آینده؟ کدام جنبش؟
کومه له موقعیت نسبتا مستحکمی در جایگاه فعلی که حدود ۳۰سال است برای آن تلاش میکند، پیدا کرده است. انتقادات چپ از درون خود این سازمان یکبار دیگر زمین را زیر پایش حداقل برای مدتی دیگر و تا بازگشتن به مسیر طبیعی، گرم نگه داشته است. فضا در این سازمان بر منتقدین از زاویه چپ به زیاده روی های کومه له در جنبش ناسیونالیستی، تنگ شده است.
سندیکالیست ها و "خطر"جنبش مجمع عمومی
حسین اکبری از سندیکالیست های باسابقه اخیرا در نوشته ای چهار قسمتی تحت عنوان "تشکل های کارگری و نسخه های بورژوایی و خرده بورژوایی" به مبارزات کارگری و نیازمندیهای آن در مساله تشکل پرداخته است. در لابلای بررسی تجربه اخیر هفت تپه و کشمکش های آن، در مخالفت و با رد دیگر اشکال سازماندهی و از جمله مجمع عمومی با طرح اصول و ضوابط سندیکایی، تشکل سندیکا را مناسبترین راه حل در سازماندهی مبارزات کارگری و آینده این مبارزات میداند.
هفت تپه، دو نکته با رفقای کارگر
مبارزات کارگران هفت تپه، اتحاد آنان، رهبران و تصویر و افق هایی که به مبارزات جاری طبقه کارگر چه در گذشته و چه امروز داده اند، برای جنبش کارگری در ایران جایگاهی مهم یافته است. نه تنها در مبارزات جاری کارگران بلکه برای دخالت در تعیین سرنوشت جامعه ای که بشدت اسیر و برده طبقه سرمایه دار و حاکمان آن است، کارگران متحد هفت تپه و رهبران و پیشروان آنها، تصویر و افق بسیار حق طلبانه، آزادی خواهانه و عدالت خواهانه ای را به میلیونها مردم تشنه راه حل برای بیرون آمدن از این اوضاع جهنمی داده اند.
از Rojawa تا آوارگی
بدنبال توافقات دول ترکیه، روسیه و آمریکا دررابطه با سرنوشت منطقه تحت کنترل نیروهای دمکراتیک سوریه ، منطقه ای که جنبش ناسیونالیسم کرد به آن نام "روژاوا" داده است، تمرکز میدیای بورژوایی جهانی و به طبع آنها هم، همه نیروهای سیاسی که در این رابطه اظهار نظر کرده بودند، به صفر رسیده است.
اول ماه مه و جنبش بیانیه ها
از زوایای مختلفی میتوان به وضعیت طبقه کارگر و جنبش کارگری و گرایشات درونی آن نگاه کرد و به واقعیتی نسبی که این طبقه و جنبشش در آن به سر میبرد پی برد. اول ماه مه یکی از این زاویه هاست. اول ماه مه را هیچوقت سرمایه داری و دولتهایش در ایران نتوانسته اند تماما از کارگران بگیرند . با همه محدودیت هایی که ایجاد کرده اند. همیشه در تلاش برای محو آن بوده اند كه هموراره مقابله گسترده کارگران و به ویژه و فعالین آن را در بر داشته است.
برآشفته شدن از توضیح پیوستن کومه له به جنبش ناسیونالیسم کرد
یدی صمدی دبیر سندیکای کارگران خباز سنندج و حومه ( انجمن صنفی کارگران خباز سنندج و حومه) در نوشته ای تحت عنوان "من آنم که رستم بود پهلوان"( نوشته وی درانتهای این مقاله آمده است) به یکی از جدل های مهم این دوره در میان ناسیونالیستها و منتقدین آنها در کومه له پرداخته است.
انشعاب در کومه له، ناسیونالیسم کرد و کمونیستها در کردستان
اخیرا کومه له شاهد یک انشعاب بزرگ دیگر بود. جناح راست و چپ این سازمان از هم جدا شدند. بعد از جدایی کمونیسم کارگری از کومه له و حزب کمونیست ایران، این بزرگترین جدایی نیروهای چپ درون این سازمان از آن بود که به مدت سی سال در کنار هم و شریک در همه سیاست و فعالیتهای این سازمان بودند.
در باره موضعگیری کومه له در مورد اعتراضات و مبارزات مردم کردستان عراق
سلیمان ابراهیمی اقدم (بهروز ناصری) از اعضای با سابقه کومه له، در دفاع از عدم ابراز موضع رسمی این سازمان در قبال وضعیت چند هفته گذشته در کردستان عراق، اظهار نظر کرده است و خطوطی را تاکید کرده است که کم و بیش همان سیاست هایی است که کومه له در قبال اوضاع و حوادث تا کنونی در این جامعه داشته است.
مبارزان کمونیست باید انتخاب کند، قطب چپ یا قطب کمونیستی کدامیک؟
مجید حسینی و اعضای دیگری در جمع مبارزان کمونیست اخیرا و بعد از مباحثاتی با تعدادی از کادرهای کومه له و حزب کمونیست ایران باز هم اعلام کرده اند که:
"چرا یک سال پیش برای کار مشترک با کومه له و دیگر احزاب اقدام کردیم؟
نیروی پیشمرگ کومه له تاریخ پرولتری و واقعیت ناسیونالیستی , خطاب به منتقدین کومه له
حسن رحمان پناه در نوشته ای در باره گرامیداشت روز پیشمرگ کومه له بر ضرورت تقویت آن بعنوان اولویتهای کومه له تاکید کرده و از زاویه کومه له حساب منتقدین چه از درون و چه از بیرون این حزب راهم کف دستشان گذاشته است! حسن رحمان پناه تلاش کرده است تا یک تاریخ بدون وقفه برای کومه له و نیروی پیشمرگ آن تدوین کند اما در این کار چندان موفق نمیشود هر چند کماکان با روحیه ای بالا به جان منتقدین افتاده است.
مرکز همکاری احزاب کردستان و مذاکره با جمهوری اسلامی
مذاکره بین جمهوری اسلامی و مرکز همکاری احزاب کردستان به خبر مهمی تبدیل شده است. مرکز همکاری احزاب در کردستان در برگیرنده حزب دمکرات کردستان ایران، حزب دمکرات کردستان، و دو سازمان زحمتکشان کومه له میباشد.
مستقل از اینکه این مذاکرات به نتیجه ای برسد یا نه، خبر مذاکره با جمهوری اسلامی ، دستاوردها و شکست هایش از زاوایای مختلف برای جنبش کارگری و سوسیالیسم در ایران و کردستان حائز اهمیت است.
کردستان سوریه و مساله کرد، ناسیونالیسم یا سوسیالیسم
همه جریانات سیاسی، احزاب و جنبشها، دولتها و نویسندگان ، شاعران و توده های مردم درسراسر جهان در برخورد به فجایع کردستان سوریه عکس العمل های مختلف، مشابه و متفاوتی داشتند. کارگران کمونیست، پیشروان آگاه طبقه کارگر و کمونیستها نیز به این اتفاق عظیم نگریستند و اعلام موضع کردند. بررسی موشکافانه تر این وقایع و نقش دولتها، جنبش ها و احزاب و جریانات سیاسی از هر لحاظ میتواند به شناخت واقعی تر و انتخابی آگاهانه تر منجر شود. این مساله بویژه برای کمونیستها و کارگران در کردستان ایران، عراق، سوریه و ترکیه حائز اهمیت دو چندان است. این نوشته تلاشی در این زمینه است.
اختلافات در کومه له و نقد سوسیالیستی
در بسیاری از مباحثات این دوره در باره اختلافات در کومه له و حزب کمونیست ایران، از هر طرف، پرداختن به اصل موضوع کمترین مکان را دارد. اگر این سازمان سیاسی است و در اجتماع حضور دارد که دارد، پس تردیدی نیست که این اختلافات انعکاسی از کشمکش های مبارزه طبقاتی و جنبش های مختلف این مبارزه در جامعه است. در رابطه با سازمانی با ادعای کمونیستی و سوسیالیستی به درجه اولی اعتراض طبقه کارگر و توده مردم ایران و کردستان و راه حل های مختلف تاثیر مستقیم بر آن دارد.
